تبليغاتX
.

.
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید



زادگاهم مزیدی - با تمام وجود دوستش دارم
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 23:42 ] [ حصیب حسنی ]

  فرهیختگان ،دوستان و جوانان مزیدی جهت هم اندیشی و شناخت بیشتر روستایمان و تجدید ایام گذشته بیاید  دور هم جمع شویم. کی ؟ کجا ؟ چگونه؟ بهار یاتابستان یا ..... شما بگویید تا نظرات جمع بندی و تصمیم نهایی گرفته شود . کافیست یک قدم برداریم ............. خوب من نفر اول خانه شما .نظرت چطوره یا ....... بگویید. تا با هم و بیشتر کنار هم بمانیم و از زندگی لذت ببریم چرا که اگر به همین روال ادامه دهیم اصلا باید بگویم که هیچ. پس به خوب فکر کن و اعلام نظر کن. منتظر قدم اول شما خواهیم بود.

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 23:2 ] [ حصیب حسنی ]
برای اینکه جو محبت و صمیمیت و عطوفت ومهمان نوازی پیشینیانمان را دوباره به مزیدی بر گردانیم

بگویید چکار باید بکنیم ؟مگر نه خدای متعال همه ی انسان ها را آفریده و کسی نزد وی محبوبتر است که تقوای بیشتری داشته باشد بیایید روشنفکران مزیدی نظر بدهید و جلسات هم فکری( نه  طائفه ای و عشیره ای)

بگذاریم . هر کسی فکری دارد تعصب ها را بشکنید،  با خودمان و خدای خودمان صادق باشیم ، هنوز بسیارند در مزیدی کسانی که دلی پاک و ساده دارند و به ما به اصطلاح مسئولان و بزرگان از دید خود نگاه می کنند بیایید  پزشک و  معلم  ومشهور و ساده  وخان و طائفه  و ...را کنار بگذاریم . انسانیت و عدالت را ببینیم، جوانان ما امروز چکاره اند؟ من و تو چه فکری برایشان کرده ایم .؟ بدانید از دیدگاه بزرگان همه ی انسان ها قابل اعتمادند. به عقب بر گردیم اری 20 سا قبل مزیدی!!! خودت فکر کن چگونه بود ؟چی شد.؟ چه خواهیم شد؟ تا کجا و برای چه؟؟ بیاندیشیم وطور دیگری مزیدی را درک کنیم تا خود متحول شویم ما از خود شناسی به قرب الی الله خواهیم رسید. نظر بدهید متعصب نباشیم و کسی را هم تخریب نکنیم باز بیایید  دوباره دور هم جمع شویم نه این بار  خدای ناکرده برای تعزیه  و ... برای اینکه نیاز داریم مزیدی و جوانانش را دوباره بشانسیم تا اعتماد از دست رفته دوبار باز گردد و به جای اینکه فقط خود را ببینیم دیگران را هم در ک کنیم. من هستم و با نظرات شما زنده خواهم بود. مواظب خودتان باشید.

[ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 0:36 ] [ حصیب حسنی ]

در وصفت چه بگویم . تو هم چو بقیه رفتی اما رفت تا رفتن تا رفتن  ..... شما بگویید و خاطراتش را برایمان زنده کنید ................................ تا دل ها به یاد آن کس  که ماندی است  و خالق همه بیفتتد تا ..................


[ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 2:2 ] [ حصیب حسنی ]

بیادت ای برادر خانوادگی شب و روز برایت دعا و فاتحه می خوانیم - خدا بیامرزدد

هیچ می دانستی سفر شمال  مقدمه ای برای سفر بزرگتر بود؟ کاش.........و هزاران اه و فغان در فراقت ای برادر چه بگویم از کجایش شروع کنم و به کجایش برسانم هر هفته سر قبرت می آیم که شاید دوباره به خوابم بیایی تا ......... آه و هزاران افسوس که نیستی امیدوارم مقامت در بهشت کنار نبیین صدقین و شهدا باشد.

[ پنجشنبه چهارم آذر 1389 ] [ 0:27 ] [ حصیب حسنی ]

دکتر محمد غریب صالحی فوق تخصص رادیولوژی و اهل روستای مزیدی  شهرستان پاوه دستگاه سونوگرافی جدیدی که در تشخیص وضعیت عروق و سونوگرافی سطحی و عمقی کار برد دارد به بیمارستان این شهر اهداء کرد.
روز پنجشنبه طی مراسمی با حضور فرماندار و جمعی از مسئولان شبکه بهداشت و درمان پاوه این دستگاه راه اندازی شد و دکتر صالحی 20 مورد سونوگرافی را با این دستگاه به صورت رایگان برای بیماران انجام داد.
دکتر صالحی برای خرید این دستگاه 200 میلیون ریال هزینه کرده است.
دکتر سلیمی مدیر شبکه بهداشت و درمان پاوه به هنگام اهدای این دستگاه از راه اندازی بخشهای ICU ،CCU، دیالیز و فیزیوتراپی تا پایان سال جاری در بیمارستان قدس شهرستان پاوه خبر داد و گفت: برای احداث و تجهیز این بخشهای جدید 1 میلیارد و 580 میلیون ریال هزینه شده است.
 
منبع : وبلاگ فرمانداری شهرستان پاوه

وبلاگ روستای مزیدی نیز به نوبه خود این هدیه بزرگ را از جانب دکتر  محمد غریب صالحی
تبریک گفته و برای ایشان و خانواد ه محترمشان آرزوی سلامت ، سعادت وخوشوقتی را دارد .
[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 23:54 ] [ حصیب حسنی ]
سلام به شما که دوباره آمدید من هم آمدم به علت داغ  رفتن برادر، درس و مدرسه و ... کمی دیر آمدم اما بازم هستم و منتظر نظرات مفیدتان خواهم ماند.

همه آمدند و بعضی رفتند

کی؟ کی رفت؟

........

کاک زاهد

کاک ولی

داده عطیه

حاج حبیب

داده شوکت

کاک نادر

همه ظرف یک سال آن هم در مزیدی؟ آری

نفر بعدی من ، تو ، او ... نمی دانم شاید...

نه پس همه باید برویم کی چه وقت و کجا خدا داناتر است  هان ! اگاه باشم که همه دوست ندارند بمیرند اما همه دوست دارند به بهشت بروند.


[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 1:49 ] [ حصیب حسنی ]
بهار آمد و تو نبودی برادر هنوز که هنوز است چشم انتظارتیم که بر گردی روز معلم است و تو در جمع فرهنگیان غایبی هر لحظه تصویرت را مجسم می کنم که  شاید در میانمان باشی اما افسوس و  صدافسوس که تو رفتی دخترت مهسا هنوز چشم انتظار توست او می گوید پدرم رفته بهشت برام گل بیاره  اما افسوس   به قول کاک طیب صالحی که در وصف برادرش کاک زاهد سروده من همه  به نقل از او همیشه مرور می کنم که :

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگ برات
میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلهای سرخ می اومدم به دیدنت
نه این که با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت
زمستان غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود؟
گل من را چرا چیدی؟ گل من دنیای من بود
گلم ازم گرفتی تک وتنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم میذارم سر به بیابون
گل بربر میکنم سر مزارت تا ابد بارونیه چشمای یارت
رفتی افسوس گل من تو در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای معصوم
زمستان غریب و بیرحم اون همه برگ مگه کم بود؟
گل من را چرا چیدی؟ گل من دنیای من بود


 


[ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ] [ 1:7 ] [ حصیب حسنی ]

با رضایت به مشیت الهی برادر بزرگوارمان کاک ولی حسنی در تاریخ 88/10/20 بر اثر ایست قلبی به دیار حق شتافت روحش شاد و بهشت برین مکانش باد. از کلیه کسانی که ایشان را می شناختند برایش طلب آمرزش می طلبیم. براستی او معلمی دلسوز و فدا کار بود. 

 

[ جمعه بیست و پنجم دی 1388 ] [ 0:27 ] [ حصیب حسنی ]

با تشکر از کاک سرور فرهادی

[ شنبه چهاردهم آذر 1388 ] [ 0:28 ] [ حصیب حسنی ]
.: طراحی و استخراج قالب Photopaveh :.

درباره وبلاگ

در دفتر زمانه فُتد نامش از قلم هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت

با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است ما را غنیمتی است که جمشید جم نداشت

در پیشگاه اهل خِرَد نیست محترم هر کس که فکر جامعه را محترم نداشت

فرخی یزدی
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب